وب لاگ "کارکنان و بازنشستگان بانک سپه"

متن مرتبط با «دااستان های کوتاه» در سایت وب لاگ "کارکنان و بازنشستگان بانک سپه" نوشته شده است

دااستان کوتاه

  • نیلوبلاگ

    شخص سرمایه داری در شهری زندگی می کرد اما به هیچ کسی ریالی کمک نمی کرد فرزندی هم نداشت و تنها با همسرش زندگی می کرد ، در عوض قصابی در آن شهر به نیازمندان گوشت رایگان می داد.... روز به روز نفرت مردم از این شخص سرمایه دار بیشتر می شد تا اینکه او مریض شد احدی به عیادت او نرفت این شخص در نهایت تنهایی جان داد هیچ کس حاضر نشد به تشییع جنازه او برودهمسرش به تنهایی او را دفن کرد .... اما از فردای آن روز اتفاق عجیبی در شهر افتاد ....، دیگر قصاب به کسی گوشت رایگان نداد ، گروهی علت را پرسیدند....او گفت کسی ...

    ادامه مطلب